no title ! no name!

font farsi nadaram!
pc ye man pokide! mese khodam .mese halam . mese jesmam!
belakhare tasmim gerefte shod!
konkor!
manam ta 2 sal Dge konkor midam!
be happy!
ba intori neveshtan koli kelas kar bala mire ha!
ke are man basavatamo man alefbaye eng ro ba 4 ta she're mokhtalef baladamo

آیا چگونه می شود ما تو اصفهان چتر شیم؟

                    

                                  نوشتن یعنی فاش کردن خویشتن به حد افراط.

 

چه فرمی میشین وقتی ۴۵ دیقه تایپ کنین تو صفحه ی بلاگفا در حالت دی سی (چون ویندوزتون فونت فارسی و حتی وردپد نداره!) ..کلی چیز بنویسین ...شام نخورین چون دارین همون چیزا رو می نویسین ! بعدش وقتی وصل میشین بلاگفا یه هویی صفحه تونو ببنده و یوزرنیم و پسورد ازتون بخواد و هر چی بک کنین خبری از چیزاتون نباشه! تازه قبلشم اون چیزا رو سِیو کرده باشین اما ببینین که صفحه ی سفید باز میشه!!!؟؟؟

مسلما حس بدی ه!

بارخدایا افزون کن شادیمان!

این چیزایی که گفتم در مورد کنکور و المپیاد بود اگه نظر بدین تا من چیزامو کامل کنم ممنان میشم!

این مطلب عنوان ندارد!

سلام.

می دونم که تو پستای اخیر!! هیچی ننوشتم. یعنی چیزای مسخره نوشتم .

اما این پستا در واقع نمایش من بوده با این اوضاع و احوال !

 سخن گفتن یک نوع احتیاج است اما گوش دادن هنر است. (گوته)

خونه ی جدید گرفتیم ! انگار قرار از این به بعد  صبا(به ضم ص) چتر شم رو ماشین بابای مریم واسه

مدرسه رفتن! اما چون من آدم شریفی هستم این کار خبیسانه رو به انجام نخواهم رسانید!

 

لیلا شما رفتین خونه ی جدید؟ آها راستی من شنبه + یکشنبه + چهارشنبه + جمعه(امتحان!)

این هفته مدرسه هستم! اگر دوستان در روز های فوق الذکر در مدرسه حضور به هم برسانند

 موجب امتنان خاطر این جانب است!

 

دیروز خاله ی نوعروسم! زنگ زده میگه مهتاب پاشین بیاین اصفهان با دو تا خاله کوچیکه!

منم حالت کف کردگی و ...... : خاله واقعا بیایم؟

خاله ی نوعروس: شوخی ندارم که ...خوب؟ فقط ۲ روز!

من با حالت غرورزدگی : حالا ببینیم چی میشه!!!

توجه دارین که خاله ی من هفته ی پیش مزدوج شده و الان با این لطافت ما رو دعوت کرده خونه ش!

دوستاااااااااااای اصفهانی : خاله ی من اونجا تنهاست! می خواد بره کلاس زبان و باشگاه و (کلاس

شوهرنگه داری و ملیله دوزی و مهمان داری و بچه شوری و ........) و اینا . پس لطفا(تهدید آمیز بخونین !)

هر چه سریع تر آدرس همه ی کلاسا و باشگاه های خوب شهرتونو معرفی کنین!

من فقط دو تا اصفهانی اینجا می شناسم : الهه و آریان . الهه که تهران زندگی می کنه و

از لیست خارج می شه و ...(دیگه بقیه شو خودتون بفهمین!)

 

دیگه صبتی نیس جز طلب شادی و اراده!

کسی راهی برای افزایش اراده سراغ نداره؟!!!(با برنامه های جذابناک

 معلمم من باید روزی ۸ ساعت درس بخونم !من اما روزی ۱ ساعتم نمی خونم! )

بازم مرسی!ممنون! لطفتون زیاد که در مورد کنکور و المپیاد نظر دادین هوار تا!

تلفنمون قطعه!(پر واضحه که به دلیل "عدم پرداخت بدهی!").

مامانم میگه ما که داریم یه هفته دیگه از اینجا میریم . تلفن می خوای چی کار؟؟!!!

خبری نیس..چرا خب یه خبرایی که هست اما الان یادم نمی یاد!

چون ساعت ۷ صبحه و من به دلیل دیر اومدن زیبا(معلممون!) اینجام!


یه مبحث علمی:کسی چیزی از این قاعده ی دست راست مغناطیس می دونه یا منبعی میشناسه؟

می خوام یه پست درباره ی المپیاد و کنکور بیام که دارم فکر میکنم روش...اگه چیزی می خواین بگین یه ندا بدین و ....

در مورد روز مادر:::

روزت مبارک! (کلی مطلب گیر اورده بودما ! همه ش تو خونه س!)

چیزی یادم نمیا....

الان به عراق حمله شده یا لبنان یا فلسطین؟؟؟!!!

فیلما رو دیدین؟ بابا انصاف بدین !!!

معلممون اومد

شاد باشین

 

گیلان ...گیلان....همیشه بهار گیلان!

عروسی تمومید!

مردیم.

بس که رقصیدیم.دست زدیم.جیغ زدیم.

خوب بود!

کل انرژی نهفته ی خرداد تخلیه شد!

الان خوبم .اما پاهام تو کفشام نمیره به دلیل ورم!

چشام همراهی نمی کنه به دلیل بی خوابی و .........

یکشنبه با گندمکار کلاس دارم . این خانم محترم نهایتش دو سال از ما بزرگتره اما کلی سال نوری

 با من فرق داره !کوهی از اراده و جدیت و اطلاعات و آره و اینا.......

خدایا یه ذره اراده م به ما بدی بد نیس ها! (اه اه چه چرت! آدم تا خودش نخواد

عمری اراده داشته باشه!(با خودمم ها!))

همه ی عروسی یه طرف ...دنبال ماشین عروس راه افتادن(آخه مگه گله س که میگم راه افتادن!! )

 بازم همون طرف! کلی حال میده!داد زدنا .تو ماشینی که نهایت ظرفیتش ۴ نفره ۹ نفره سوار شدن

و رقصیدن تو اون جایه تنگ!

رقص و ساز و آواز تموم شد.

فردا میریم تهران واسه اسباب کشی و مدرسه و گرما و ........

الهی الهه جون! من اس ام اس تو رو وقتی از مدرسه بیرون اومدم .یعنی تو تاکسی خوندم!

امری نیس جز طلب شادی و اراده و عزم!

این چند روز نماز تعطیل بود! نه به خاطر لاک! چون این دفعه این قرتی بازی رو کنار گذاشته بودم!

نمی دونم به خاطر چی بود! اما شکرگزاری از خدا جونمو کنار نذاشته بودم!

مامان بزرگم از اون مقنعه با حالا از مکه واسم اورده!

تا بعد

 

 

 

 

عروسی

عروسی ه خاله مه.

میرم.

میام.

فیلم کرش(سقوط) رو گرفتم.تعریفشو که زیاد شنیدم.نویسنده شم نویسنده ی "محبوب میلیون

دلاری"ه. ۲ تا ایرانیم توش بازی می کنن. یه تیکه هاییشو که دیدم خیلی ناز بود. بگیرین. ببینین.

میام.می بینم. میگم. اگه خواستین بگین.

 

لیلا الهی مرسی واسه شعره سهراب.کلی محظوظم گردانیدی!

صحبتی نیس!

زت زیاد!

پ.ن: من لباس ندارم بپوشم واسه عروسی . تازه یاشارم کلی بم فش داد گفت مگه بچه ای که لباس

می خوای! ؟ من شرافتمندانه فک کردم دیدم لباسو که می خوام پس مشکل یه جایی دیگه س :یا من

بچه م(همینه!) یا مگه فقط بچه ها لباس می خوان؟

 

پ.ن۲: امروز تو خیابون بابام میگه بیا واست عینک آفتابی بگیرم . منم عصبانی از بی لباسی: نچ!

بابام:بیا دیگه!من:آخه واسه چی؟؟؟!! بابام: آخه هر کی رد میشه یه طوری به چشات نیگا می کنه!

من اندر کفم که هر کی آخه مگه این همه چشم ه آرایش و پیرایش کرده نیس که به چشم ه من

(چشم ه قرمز به خاطر کثیفی ه هوا و خواب و غم بی لباسی!)یه

طوری نیگا می کنی!!؟؟

 

 

 

محبوب میلیون دلاری

ظهر تابستان است

سایه ها می دانند که چه تابستانی است ....

 

سهراب

کسی می دونه این شعر تو کدوم کتاب سهرابه؟

ذهنم ...مخم...جسمم........تعطیلن!

من تعطیلم. اونی که می بینین یا نوشته هاشو می خونین من نیستم !

شایدم مهتاب من نیست!

شایدم من مهتاب نیستم!

به هر حال نمی نویسم تا دوباره راه اندازی شم..(مثلا تا فردا صبح!)

تا بعد!

 

کمک...................کمک....................کمک.........

 

من شادم! شاد باشین به هر قیمتی!

 

پ.ن: چون قول معرفی فیلم داده بودم: "محبوب میلیون دلاری" شاید خیلیاتون دیده باشین .

 من امروز بعد از چند وقت دوباره دیدمش. خوب فیلمیه! از اون فیلمایی که خوراک گریه س !

ببینین ..بعدا در موردش می نویسم.

 

بابا آب داد.

سلام.

چند وقتي یه كه نوشتنم نمي ياد .

يعني به يه چيزي فكر مي كنم .در مورد يه چيز ديگه حرف مي زنم. در مورد يه چيز ديگه تر مي نويسم .

 

به آریان قول دادم يه پست درباره ي "چند توصيه به آقا پسرا درباره ي دوست دختراشون"بنويسم.

اما توصيه اي به مخم راه نمي يابد بس كه قفل كرده !

 

 تو تيليويزيان چند وقت پيش یه بنده خدايي داشت مي گفت كه يه چيز خيلي خيلي خوب رو بخواین

 تا به یه چیز خیلی خوب برسین البته مشروط به این که واسه یه چیز خیلی خیلی خیلی خوب

تلاش کنید!

 

تابستون داره میگذره .........من به این فک میکنم که این خانمه که در خونه ی ما

گدایی می کنه جز طرح مبارزه با متکدیا نیس؟!

 

تابستون میگذره و من به این فک می کنم اون اسپری ای که مامان خریده

 و بوی هندونه میده رو چقده دوسم میاد !

لیلا میشه یه روز خونه باشی یا تلفنتون مشغول نباشه ! بچه من کارت دارما!

 

تابستون میگذره و من به این فک می کنم که تابستون نگذره.

 

و سرگرمی عمده ی من در مدرسه ول بودن و کتاب و مجله و خربزه و هندونه!

اگه دلتون برای کهفی تنگیده یا دوس دارین ببینینش شادی به یاری اومده!

 شادی رو بخوایم از خدا جونامون!

 

سلام.

خوبم .

تهرانم (خودم نه مکانم)

تهران با این شلوغی خسته کننده ست .

چه بد که نمی شه پنج شنبه و جمعه تو مدرسه ول بود.

چه بد که اینجا داره بیخود می شه (کی میگه؟)

واسه تابستون (من هنوز تو زمستون پارسالم) معرفی فیلم و کتاب  میزارم.

یعنی هر چی بینش و خوانش کردم رو معرفی می کنم .

می خواستم اینو(چیزی رو که می خوام بگمو) خیلی وقت پیش بگم .نشد.الان می گم.

هر وقت فکر کردین دلتون می خواد تو خیابون زیگزاگ راه برین . به همه زل زل نیگا کنین .به همه ی پدیده

 ها (!؟) طوری نیگا کنین که انگار تا حالا ندیدیتشون . بخندین (بد بخندین). تو سینما ته آبمیوه تونو

هورت بکشین. (حتی تو سینما تخمه بخورین!). تو یه مغازه که میرین به همه چیز دست بزنین بعدش

 با خنده و تمسخر بیاین بیرون. اگه می خواین همه فکر کنن که بچه ی پاک و معصومی هستین .

اگه.............اگه....................اگه.............و اگه هایی که یادم نمی یاد "مانتو +شلوار+مقنعه + کیف "

مدرسه تونو بردارین .بپوشین . از خونه خارج شین! حتما جواب میده ! چون خشک ترین آدمام با

دیدنتون فک می کنن(بعضیاشون با صدای بلند فکر می کنن البته!) که شما

"یه دانش آموزین که هیچی نمی فهمین!"

بزارین فک کنن نمی فهمین .

چون اونا نمی فهمن که شما فهمیدین که اونا نفهمن!

این راه حل واسه دخترا بود نه پسرا! (خب همه چیزو باید به این پسرای **** گوشزد کرد!)

شاد باشین . مصمم و جسور!

 

 

شرافتمندانه بزی!(به کسر ب!)

کامپیوترم خرابه.

پس رو تختم ولو می شم و  کتاب می خونم . مجله می خونم .

با ولع روزنامه های بیخودو ورق می زنم . عالیه .

انگار کتاب خوندنو داشتم فراموش میکردم .

من هستم .با کتابام! با یه زندگی شرافتمندانه!

 

اورال بی!

سلام .

الان ساعت ۸ صبحه و من تو مدرسه م.

انگار امتحان برگزار نمی شه و این معلمای محترم فقط می خواستن ما رو ۷ صبح از خواب بیدار کنن

قیافه ی من دیدنی الان . حتی علوی از صدمتری فهمید من خوابم میاد !

بارخدایا هزاران مرتبه شکر !

حس نوشتنم نمی یاد . اما چون مفته ها مجبورم . می فهمین؟

عکسای خیارا هم کم حجم بود و هم زیبا ! فقط یه ذره منگل بود!همین.

چرا هیچ کی مدرسه نیس؟ باز من اومدم همه در رفتن !!

یه مسواک خریدم.انقده نازه.کلی ذوق مرگ شدم به خاطرش.

عکسشو حدما(یاد کهفی شاد باد!) میزارم.

تابعد.

مهربون و جسور و شاد شاد و صدالبته سالم باشین!

شل وی دانس ؟,هی آیم ویت یو!!!!

سلام.

دارم فردا میام خونه!

با اتوبوس!

بابا و مامان وقتی تصادف میکنین > لطفا یه زنگ بزنین به ما هم بگین که نمیریم از زور بی خبری ! من که فکر کردم تو خوشین الان ! بابا انصافم خوب چیزیه ها!

 متن بالا یه سری مطالب خصوصی خانوادگی بود! فکر نکنین الکی فضا پر کردما!

پس فردا امتحان شیمی دارم . دعاکنین!

من خوش قول عکسای خیار شنگ رو واسه تون ته این مطلب میزارم!

شاد باشین و جسور و مهربون !

به بابا ماماناتونم نیکی کنید!

خدایا مرسی مرسی مرسی مرسی . واقعا واقعا مرسی . هوارتا مرسی . ماچ ماچ !

قابل توجه علاقه مندان : اینجانب ۶خاله داشته و همه را دوسم میاد هوار تا!

تا بعد!

 شهادت بانوی آب و آینه تسلیت! (با تاخیر)ر!)

 

 

عکسا خیلی منگلانه اومدن رو وب!

تقصیر این برنامه های مزخرف فتو شاپ!

 

دیدار یک مانتو و یک صاحبش بعد از چندین روز دوری!

سلام .(چون ۷۰ تا ثواب داره!)

من الان تو ولایتمونم .

کف پام میخچه در اومده. میخچه ها درد می کنن . مامان ظالم منو دکتر نبری یه وقت

خبری نیست جز جمع بودن خاله ها (به جز خاله معصوم و مامانم البته!)

سارا قبول شده تو دانشکده ی پلی تکنیک میلان! ما که بخیا نیستیم . خوش به حالش !

حالا هر کی ندونه میگه سارا همزاد مهتاب این همه که من صمیمیت به خرج میدم

اما سارا یه بلاگر که من ازش دوسم میاد .چون مثه خودم بچه ی لطیفیه!

آخیش اینجا از این شکلکا دارم .

منتظر عکس های خیار شنگ باشید!

واسه مدل موهای من چیزی به ذهنتون نرسیده هنوز!!؟

(برای بی اطلاع ها: موهای من تقریبا بین گوش و گردنم هستن . یعنی بلندیشون تا پایین گوشمه!)

مامان و بابا خوبین شما؟ یه احوالی از من بپرسین بد نیست ها!!!

برم تو گرما پفک بخورم. اونم بعد ۷ ساعت تو راه بودن و نهار!

تا بعد .

شاد باشین و مصمم و جسور !

خاله م می خواد زنگ بزنه به شوهرش .میگه بیا بیرون از نت باباحسین از مکه شاید زنگ بزنه!آ

آریان می تونی لوگوی منو از تو وبت برداری پسر غر غرو!(غ ها رو بدون نقطه خوانش کنید!)

 

بازگشت به ولایت با شلوار پارچه ای

سلام . سلام . سلام. دارم برمیگردم ولایتمون. از دست این کردا راحت میشم . نه که همه شون بد باشن ها . اما اکثرشون انگار تا حالا آدم ندیدن.(منظور از اکثر پسراشونن که خب اکثرشونم هستن!)اما خوب یه سریاشونم خیلی گلن ! مثه اون آقاهه که امروز ازش شیرینی گرفتیم . راستی سوغات سنندج یه شیرینی های خوشمزه اییه که بشون میگن باقلوای رشته ای و گلی(به ضم گ!) امروز زانوی شلوارم بس که باهاش ور رفتم پاره شد! (قانون مورفی یادتونه : هر چیزی که مستعد خراب شدن باشه ,خراب میشه در بدترین زمان ممکن!) منم که فقط همین شلوارو اینجا اوردم. (یادتونه که لباسامو تو ولایت جا گذاشتم!)مجبور شدم امروز با شلوار خاله م بیرون رفتم . منو تصور کنین با شلوار 4 سایز بزرگتر .مشکی . پارچه ای (برای اولین بار تو عمرم شلوار پارچه ای پوشیدم !) مانتومم تنگ بود هی شلوار میپیچید دور پاهام . خلاصه ...آره و اینا!!! مرسی که به نصیحتای مادرانه ی من گوش دادین و نظراتونو با اسمای واقعی گذاشتین ! لیلا تحمل کن. میام . چه فیلمایی رو پرده است الان؟(بابا !!!!)منظورم اینه که چیا هست که بریم ببینیم؟؟! آریان من اول پستای قبلی گفته بودم که نظرات مورفی رو قبول ندارم . چون خیلی بدبینانه هستن . در مورد ثبت اتفاقای بد و خوبم کاملا باهات موافقم . اما من تقریبا اون طوری نیستم . یعنی سعی می کنم خاطره های خوبمم حفظ کنم . اما عملا هیچ کدوم از خاطره هام یادم نمی مونه (یه دیقه سکوت به افتخار حافظه ی توپ من !) ................................................... .................................................................................... ............................................................................................................... ................................................................................................ ............................................................. ........................................................................................ ................................................................... اینم اون یه دیقه سکوت . آریان چون تو وبت نمی تونم نظر بدم اینجا میدم : بابا خودکشی کن تا منم بعدا واسه ملت بگم من یه بلاگرو می شناختم که خودکشی کرد و ............ (قبلش یه نوا بده که بیام واسه حلالیت طلبی و پشیمون کردنت!) دیروز داشتم کلمه های جدید از ذهنم می تراوشاندم که ناگهان فکر رو بردم به باب تفعیل (تفکیر) بعدش فکر کردم چرا ما هی میگیم تفکر نمی گیم تفکیر !؟ هی میگیم تعلیم نمی گیم تفکیر؟در حالی که تاوقتی که دانش آموزیم نه از تفکر خبریه نه از تعلیم ! یه عده میان فکراشونو به ما می حفظونن ! (همون تفکیر) امروز خبر رسید که مدرسه حسابی شلوغه . آره؟ حالا من یه دفعه اومدم مسافرت ها! شاد باشیم . جسور. مهربون . مصمم ! پ.ن : این پست نبود یه اطلاعیه بود در مورد جا به جایی من (چون واستون مهمه!) و جواب به یه سری از نظرا که به سختی خوانش شدن! پ.ن2: سنا تو 3 یا 4 یا 21 تیر به دنیا اومدی؟ آره؟ راستی خرگوش خریدی؟ منو از تاریخ تولدت آگاه بگرردان تا با کادو نخریدن حالتو بگیرم!

انگار کفشاتو برعکس پوشیدی!!یه نیگا بنداز.......

*قوانین استنباط شده از قانون مورفی: قوانین جاذبه مورفی: *شئ در حال سقوط همیشه جایی فرود می آید که بیشترین ضربه را بزند. *جسم نشکن همیشه روی سطحی می افتد که آنقدر سخت باشد که بتواند جسم را بشکند یا ترکی در آن ایجاد کند. *قطره رنگ همیشه سوراخی در روزنامه پیدا می کند تا بر فرش زیر آن بچکد (وتا زمانی که خشک نشده دیده هم نمی شود .) *اشیای قیمتی اگر سقوط کنند به مکانهای غیر قابل دسترسی مثل کانال آب یا دستگاه زباله خردکن (آن هم در حالی که روشن است)می افتند. قوانین عاشقانه مورفی: *همه خوب ها تصاحب شده اند. *اگر تصاحب نشده باشند حتما دلیلی دارد. *هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد .فاصله اش از تو بیشترخواهد بود. *ذهن x زیباییx در دسترس بودن=عددی ثابت (که این عدد ثابت همیشه صفر است.) *میزان عشق دیگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با میزان علاقه تو به آنها. *چیزهایی که یک زن را بیش از هر چیز به مردی جذب میکند همانهایی اند که چند سال بعد بیشترین تنفر را از آنها خواهد داشت قوانین اتوبوسی مورفی: *اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید . *اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید.اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است. *اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری. *هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد . *مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی .به محض روشن شدن سیگار اتوبوس می رسد . (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می رسد .) * اگر برای زود تر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید. قوانین مادرانه مورفی: *داستان همیشه دو رو دارد .رویی که واقعا اتفاق افتاده و شیوه ای که مادر به خاطردارد. *هیچ وقت به مادرتان نگویید کاری برای انجام دادن ندارید.او همیشه برایتان کاری پیدا خواهد کرد.(این یکی در مورد من کاملا صادقه!) *مادر همیشه راه بهتری برای انجام کارتان پیشنهاد می کند البته بعد از اینکه کار را به سختی انجام داده باشید . *موفقیت ها به وسیله مادر تان حاصل شده اند .شکست ها تقصیر خودتان است *هر چقدر مادر بیشتر بردن چتر را به شما توصیه کرده باشد احتمال بارش بیشتر است . *نصیحت مادرانه ای که بابی توجهی از کنار آن رد شده اید مهم ترین توصیه زندگی تان بوده است . *هر چقدر بیشتر سعی کنید چیزی را از مادرتان پنهان کنید او بیشتر به وب کم شبیه می شود. قوانین درسی مورفی: *دانش آموزان جدید از مدرسه هایی می آیند که در آن ها هیچ چیز یاد نمی دهند . *80% امتحانات پایان ترم بر اساس کلاسی است که در آن غایب بوده اید . * وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می کنی ,مهم ترینشان ناخواناترینشان است . قوانین گرافیکی مورفی : *اگر سه طرح را به مشتری نشان بدهی ,طرحی را انتخاب می کند که انتخاب آخر توست . *اگر دو طرح را نشان بدهی خواهان طرح سوم است .اگر طرح سومی ارائه کنی ,یکی از دو طرح اول را انتخاب می کند . *دیسک مشتری در سیستم تو خوانده نمی شود .اگر برای خواندن آن نرم افزار پیچیده ای روی سیستمت نصب کنی آخرین باری خواهد بود که چنین دیسکی به دستت می رسد . نمیدونم به نظرتون این دو تا پست چطور بودن .(اگه نظر بدین میفهمم!)اما خب به نظر من خیلی جالبناک اومد! شاد.جسور.مصمم باشین!

مرگ مورفی وار آقای مورفی!

تو پست قبلی گفته بودم که در مورد قوانین مورفی مینویسم . چون حس خلاصه کردن و نتیجه گرفتنم خوابیده . تقریبا همون مطلب چلچراغومینویسم (در واقع فقط می تایپم!) "اگر بیش از یک راه ای انجام کاریی وجود داشته باشد و یکی از آنها به فاجعه منجر شود ,شخص از همان راه استفاده خواهد کرد ." این جمله قانون اصلی مورفی است که به طور خلاصه این طور هم بیان شده است :"هر چیزی که امکانخراب شدنش وجود دارد خراب میشود." عبارت اخیر میان هکرها هم از محبوبیت خاصی برخوردار است . این شبه قانون بدبینانه که به "قانون فینگر" هم مشهور است,برداشتی است از اصل دوم ترمودینامیک که می گوید:"بی نظمی در جهان رو به افزایش است ." یه قانون دیگه هم هست تو مایه های قانون مورفی به اسم "قوانین ساد"که بیشتر بین انگلیسی ها محبوب ه اما قانون مورفی بیشتر بین امریکایی ها محبوب ه .قوانین ساد میگویند بخت خوب یا بد بر قامت شخص دوخته شده: *به شهر دیگری مهاجرت میکنی انگار فقط به این دلیل که در آنجا با یک همشهری آشنا شوی و با او ازدواج کنی.این یکی از مثالای قانون ساد هستش منشا قانون مورفی : قانون مورفی در سال 1949 و در پایگاه نیروی هواییادواردز شکل گرفت.نام قانون هم از نام کاپیتان ادوارد ای . مورفی گرفته شد .مورفی مهندس هوافضا بود که در آن زمان در پروژه ای منسوب به ام ایکس 981 کار میکرد.هدف این پروژه تعیین مقاومت انسان در برابر سقوط ناگهانی بود .در یکی از سخت ترین آزمایش های پروژه تکنیسینی تمام سیم ها را برعکس وصل کرد و در نتیجه آزمایش بی نتیجه ماند. ادوارد مورفی درباره ی این تکنیسین گفت : "اگر یک راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشد,همان یک راه را پیدا میکند." و قانون مورفی همان جا شکل گرفت .با توجه به منشا مکانیکیش در ابتدا فقط در فرهنگ فنی مهندسین رواج یافت و سپس به فرهنگ عامه راه پیدا کرد . آقای مهندس مورفی چطور مرد؟ یک شب در بزرگراهی پرترافیک گاز اتومبیل آقای مورفی تمام شد . کنار جاده منتظر تاکسی شد تا خود را به ایستگاه گاز برساند . در حالی که لباس سفید به تن داشت ,اتومبیل یک توریست انگلیسی که داشت برخلاف جهت ,در بزرگراه شلوغ حرکت میکرد,او را زیر گرفت . بزرگراه اسیر ترافیک بود. آقای مورفی سفیدپوش بودو از مسیر صحیح حرکت اتومبیل ها انتظار حادثه ای نمی رفت . با این حاا توریست انگلیسی ""همان یک راه ""را پیدا کرد!! تقصیر ایرلندی هاست !؟ اغلب انگلیسی ها فکر میکنند قانون مورفی یک جور جوک ایرلندی است . البته مورفی نامی ایرلندی است و صدالبته ایرلندی ها سوژه ی همیشگی جوک های انگلیسیند . بسیاری از انگلیسی ها تصور می کنند قانون مورفی به این معنا است که سر هر اتفاق بدی باید ایرلندی ها را سرزنش کرد ,چون آن ها یا سهل انگارند یا احمق!ویا هر دو!به هر حال اسطوره ی نژادپرستانه ی انگلیسی همچین چیزی می گوید . قوانین مورفی *نان کره مالیده شده از روی کره ای اش به روی فرش سقووط میکند ,هر چه فرش گران تر باشد این احتمال هم بیشتر می شود . *اگر در توده یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی ,چیز مورد نظر حتما در ته قرار دارد . *روزی که چتر را فراموش کنی ,باران می بارد . * هیچ کاری آن طور که به نظر می رسد ساده نیست . *وقتی در ترافیک گیر کرده ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می افتد . *هر کاری بیش از آن چه فکرش را می کنی یا دوبرابر آنچه باید وقت می برد ,مگر آم کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت می گیرد. * هر چیزی که بتواند خراب شود ,خراب می شود آن هم در بدترین زمان ممکن . *اگر فاجعه های مختلفی امکان وقوع داشته باشند ,آن چه بیشترین آسیب را در برخواهد داشت رخ خواهد داد. *اگر چیزها را به کار خود رها کنی ,از بد به بدتر پیش خواهن رفت . *اگر جایی توقف کنی و آدرس از کسی بپرسی و آنها بگویند "ممکن نیست پیدایش کنی " مطمئن باش که هرگز پیدایش نخواهی کرد. *اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازی ,احمق باهوش تری پیدا می شود و کارت را خراب می کند . *اگر شلوارت رابدون نگاه کردن بپوشی حتما چپه می پوشی . *در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه پنجاه باشد , احتمال غلط انجام دادن آن 90% است! *اتوبوس ,قطار ,هواپیما و ....همیشه دیرتر از موعد حرکت می کنندمگر آن که شما دیر برسید : در این صورت درست سروقت رفته اند. *اگر به نظر میرسد همه چیزها خوب پیش می روند حتما چیزی را از قلم انداخته ای . *احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیمی با اهمیت انها دارد. *هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری اماده کردهای ناچار می شوی اول کار دیگری را انجام دهی. *فلسفه مورفی :لبخند بزن ... فردا روز بدتری است . قانون ترمودینامیک مورفی:مسائل تحت فشار بدتر می شود. بازبینی کمی قانون مورفی:همه چیزها یکباره خراب می شود. تیکه های جالبش (مثال هایی که تو زندگی روزمره پیش میان)رو تو پست بعدی میزارم. امیدوارم ازش دوستون بیاد . شاد باشین . مصمم . باراده .جسور. کارنامه گرفتم . خوب بود ! برم خونه اسکن می کنم میزارم اون شاهکار خلقتو! پ.ن: با تشکر از تایپیدن مهری! پ.ن2: بازی هلند &پرتغال قشنگ بود . ما که تلویزیون نداشتیم موقع بازی!کی گل زد؟کریستین؟

روزی که چترت را فراموش کنی باران می بارد!

سلام. می خوام بحث نمازو تو وبم مختومه اعلام کنم . کم نیووردم .نمیارم . ناراحت نشدم.نمیشم .کلی الان بهترم از قبل. نظراتون خیلی خوب بود . حتی فحشاتون . هر چی .واقعا خوب بود. اما نمی خوام به خاطر عقاید شخصیم که روشون پافشاری میکنم دوستامو از دست بدم . برای من ارزش دوستی هوار تا زیاده. من یه بار تو سوم راهنمایی همه ی دوستامو از دست دادم . الان نمیخوام واسه نماز واسه نظرام این اتفاق بیفته. نمی دونم چی بگم .به نظر شما یه عده آدم با عقاید متفاوت چطوری می تونن با هم راه بیان؟ مخصوصا اگه یکیشون من باشم که مغرورم بیمارم (مریضم!) خشکم . بی روحم . سردم . بی احساسم . (همینام دیگه؟ کسی چیزه دیگه ای به ذهنش نمیرسه؟).و بقیه شون بچه هایی مهربون . شاد . پرانرژی.داوطلب برای کمک به دوست. معتقد.بااحساس.گرم و صمیمی.صبور .(بسه؟)باشن. یکی بگه دیگه . یکی از شماها که این مطلبو می خونین بگین دیگه . خواهشا. عاجزانه میخوام بگین وگرنه گازتون میگیرم بدفرم! و چه باسعادتند آدمایی که همه چی یادشون می مونه . حتی شعرایی که دیگران داشتن میخوندن. و چه کم سعادتم من که دو روز دارم فک میکنم به شعری که خوندم (من؟)اما هنوز به جایی نرسیدم. از تهران خبر رسیده (با تشکر از خبرگزاری رسمی مریم!) که داریم میریم تحت حمایت و لطف و مهربانی آموزش و پرورش. آره؟ یکی به من دورافتاده بگه که آره یا نه؟ اگه آره من یکی میرم اون وزیر آ.پ رو گاز میگیرم !از اون گازا که دیگه از این لطفا به کسی نکنه.... و فردا کارنامه میدن.! واقعا بدون شرح! تازه به این نتیجه رسیدم که عجب کدبانوی خانه داری هستم من !(الان مهری میگه :آره جون عمه ت).امروز بازم رفتیم خرید مایحتاج منزل!(چه ادیبانه).و من فقط به این نتیجه رسیدم که اگه میوه رو از زندگی حذف کنیم به مرگ میرسیم!یه مرگ بد....یه مرگ بی شرمانه.... من هستم پس میوه میخورم . من میوه میخورم پس هستم ! تو چلچراغ یه مطلبی چاپ شده در مورد "قوانین مورفی". کلیت این قوانین خیلی با روحیه ی من فرق داره یعنی از زمین تا زیرزمینه. اما سعی می کنم پست بعدی رو در موردش بنویسم .و صد البته به همیاری نیازمندم. فقط یه تیکه از این قوانین رو میگم تا بعدا در موردش کاملا بنویسم . "لبخند بزن....فردا روز بدتری است!" حتما مینویسم چون خیلی جالبه . شایدم کل مطلب کپ زدم . همه چی به حال من بستگی داره! دلم تنگیده واسه همه تون . مامان . بابا . سارا . لیلا . مریم. سنا . محدثه . پریا .سما............ ماچ ماچ (از نوع آبدارش!) آریان مرسی. البته من نباید بگم مرسی .اما چون لطیفم میگم: مرسی مرسی هوار تا! نخوندن نظرا خیلی بده . آدم یه جورایی میشه . اما خوب باید سوخت و ساخت(عمری!)من بسوزم و بسازم . هرجوری شده تا حالا نظراتونو خوندم اما امکان جواب دادن نیست اصلا! تابعد . شاد باشین و با اراده و مصمم و جسور! پ.ن: تو چلچراغ نوشته از اول تابستون همه باید مانتوهای حداقل نود سانتی بپوشن . آره؟یعنی منو تو تهران را نمی دن با این مانتوم؟!!! پ.ن2: امروز مامانم جواب آزمایشمو گرفتیده . من سالمم . آره دیگه!

هی آقا کجا کجا؟

سلام(سلام به کردی همون سلام میشه(البته به کسره س. یعنی به س کسره بدین)!) واسه یکی از پستای قبلی یه نفر کامنت گذاشته بود که : کسی که به روشی که خدا دوست داره شکرگزاری میکنه خدا را بیش تر از خودش دوست داره . وکسی که به روش خودش شکرگزاری میکنه یعنی خودشو بیشتر از خدا دوست داره! این کامنت با اسم "بماند..." گذاشته شده بود که یه چیزی تو مایه های فحشه!خب من دوست دارم وقتی هر چیزی رو اینجا مینویسم شمام با اسم خودتون در موردشون نظر بدین.با اسمی که بشناسمتون . خیلی کامنت جالبیه.یعنی منو به هم ریخته.نمی فهمم یعنی چی؟یعنی میشه بین دوست داشتن خودت و خدا مقایسه ای انجام داد.اصلا این دو تا از یه جنسن .؟ من حافظه ی خوبی تو حفظ داستانای دینی و ....ندارم اما یه داستان معروف هست در مورد حضرت موسی (شایدم عیسی!) و یه چوپان.در مورد اینکه خدا پیامبرشو سرزنش میکنه که چرا به چوپان گفته که به روش خودش شکرگزاری نکنه....(توذهنم یه چیزایی هست اما جمع نمیشه. کسی داستان کاملو بلده؟ اگه آره بگه ممنون میشم.) نمی دونم این داستان به اون کامنت ربطی داره یا نه.نمی دونم اون کامنت چقده درسته.اما منو به اندازه ی خیلی (!) ناراحت (بهتره بگم آشفته )کرد.اگه درست باشه یعنی کسی که نماز نمی خونه خودشو بیشتر از خدا دوست داره؟ اصلا این یعنی چی که خودتو بیشتر از خدا دوست داشته باشی ؟؟ من هم از خودم دوسم میاد هم از خداجونم. نمی دونم کدوم بیشتر .اما فک میکنم(حداقل تا الان میکردم)که هر انسانی هر چقدر بیشتر خودشو دوست داشته باشه انگار خدا رو بیشتر دوست داره.من اون خدای اسلامو نمیگم.اون خدایی که با استدلال منطقی وجودشو تو کتاب دینی واسه مون اثبات کردن هزار بار . من اون تکیه گاهی رو میگم که آدم همیشه تو وجودش حسش میکنه. شاید خدا فقط یه اسم مشترک باشه.خواهش میکنم نظراتونو با اسمای خودتون در مورد این مطلب بگین .شاید بتونین به من کمک کنین. دیگه بسه .بریم سر موضوع اصلی اینجا.بی نزاکتی. امروز منو خاله ام که از کنج عزلت نشستن خسته شده بودیم غروب جمعه ای رفتیم پارک. جاتون خالی کردا ترکونده بودن. همه ی جمعیت سنندج تو پارک بودن . من و مهری ام تیریپ پیاده روی. یه کنه م گیریده بود به ما. من و مهری هی می پیچوندیمش یارو مثه قاشق نشسته جلومون ظاهر میشد.آخرشم فمیدیم که از خاله م دوسش میاد (ای پسر خبیث!من نخودم مگه؟) . ما هم بش گفتیم بیجا کردی دوست میاد و ...(فحشای رکیک بش دادیم مثه برو . کثافت و .....(عمری ما اینا رو نگفتیم .ما مثه دو تا جنتلوومن فقط مودبانه ردش کردیم .))تازه دوتا مرد (با لباس کردی) به ما متلک پرانی کردن یارو رفت شروع کرد به اونا فحش دادن یکی نبود بگه پس کی بیاد به تو فحش بده؟ ها؟ خودشم این طوری معرفی کرد :من خواهر و مادر دارم(عجیبا!). علاف نیستم(تکبیر!) . از شما خوشم میاد (آخی). درسته لاغرم اما 24 سالمه و بچه نیستم(کوچولو) . میشه یه جایی با هم صبت کنیم(عمری!). تازه ما رفتیم که فالوده بخوریم اونم اومد واسه خودش از اون بستنیا که ویفر روشه . با کلی چیز(اسمشو کسی میدونه؟)گرفت . فک کنم ما رو هم حساب کرد اما گارسون نامرد از ما دوباره پولشو گرفت ! من به نتایج کلی از اخلاق کردا رسیدم : 1- شکمو . پرخور . اهل خوراکیای جورواجور(مخصوصا تخمه وقت راه رفتن!) 2- دوست دارن دور هم باشن . همه تا جایی که میشه تو فضای کنار بلوار میشینن به جای پارک و صد البته رو به پیاده رو و رفت و آمد مردم رو رصد می کنن همراه با تخمه. 3- همه ی مرداشون علاقه ی خاصی به زل زدن تو صورت زنا دارن (حتی اگه با زن ,نامزدیا دوست دخترشون باشن) چیزی یادم نمیاد دیگه. شاد باشین و بااراده. مصمم و قوی و صد البته جسور! من به کامنتا دسترسی ندارم. چون کامپیوترمون منگله . پس لپاگه جواب نمی دم فقط به این خاطره!

بابائی و مامانی


ایشالا همیشه با هم مهربون باشین و گرم و صمیمی!
میدونستین اگه فردا نبود الان منم نبودم.وبمم نبود. سارا نبود........
سالگرد ازدواجتون تبریک!
عکس بالا واقعیه ! مامان و بابای خودمن!

تبرکات(جمع مکسر تبریک)

سلام.دلم تنگیده بود ها! معتاد شدم انگاری! الان شادم به کلی تا دلیل.چند تا شو میگم.(خب اگه همه شو بگم امکان داره ذوق مرگ شین!) مهمترین ,توپ ترین . بهترین ,نازترین , قشنگ ترین دلیلش اینه که امروز(اول تیر)تولد پنج نفره که ازشون دوسم میاد زیاد 1- مامانی خودم . (همونی که از سر راه برداشته منو!)تولدت زیاد زیاد زیاد تبارک! 2و3-خاله محبوبه و شوهرش(دلم نیومد این دو تاکفتر عاشقو جدا جدا بنویسم !) تولدتون مبارک! 4-(خاله) الهام. مبالکه خاله کوچولوی خودم . ایشالا ساله بعد تو رو هم دو تایی بنویسم! 5- عمو علی (=شوهر خاله معصوم جون!) . مبارکه عمو علی مهربون! خب این تولدا که خیلی خیلین و امید من بر آن است که دوستای گلم (همین 5 نفر) این تبریکو به عنوان هدیه پذیرا باشن . اینا و آره! من همچنان تو سرزمین کردا سکونت دارم. امروز با(خاله) مهری رفتیم خرید مایحتاج منزل(!!!) رفتیم دور هم یه طالبی بستنی به افتخار تولد اون پنج نفر بزنیم . که به دلیل آروم بودن صدای خاله م آقاهه به جاش بمون بستنی خالی داد(من و مهریم اینجا غریب و زبون نفهم !). با ریسه و خنده رفتیم که ببسامونو بخوریم که قاشق مهری شکست! منم که دهقان فهمیده! تند تند ببسمو خوردم قاشقمو دادم به مهری!(قابلی نداشت مهری!) روبوکاپیا برگشتن؟ یه بنده خدا یه پشیز اطلاعات درست به من بده در موردشون!ا مشب که تو شبکه ی زی دی اف (فک کردین الان تو پرانتز انگلیسیشو مینویسم!) حوالی ساعت 10 داشت یه گزارشی از روبوکاپ نشون میداد . فقط با تیم های دو تا کشور مصاحبه کردن: آلمان(چون میزبان بود و شبکه هم آلمانی بود) و دخترای ایرانی (واضحه که واسه حجابشون!) همه ی بچه ها رو نشون داد. با سبا(درست نوشتم!) وشیوا و سارام مصاحبه کردن و با یه آقاهه .هر چهار تاشونم در مورد حجاب و ورود به دانشگاه و اینکه چطوری با این سن کم و حجاب شرکت کردن! یه چیز باحال اینکه تشویق ریحانه و بچه ها رو تو ایران (فک کنم تو حلی نت!) نشون داد که دست میزدن و همه با هم میگفتن "بزن دستو به افتخارش" . باحال بود . انگار یه جوری می خواستن بگن که حجاب با افسردگی رابطه ای نداره! شاد باشین زیاد . تابعد