سلام.
می دونم که تو پستای اخیر!! هیچی ننوشتم. یعنی چیزای مسخره نوشتم .
اما این پستا در واقع نمایش من بوده با این اوضاع و احوال !
سخن گفتن یک نوع احتیاج است اما گوش دادن هنر است. (گوته)
خونه ی جدید گرفتیم ! انگار قرار از این به بعد صبا(به ضم ص) چتر شم رو ماشین بابای مریم واسه
مدرسه رفتن! اما چون من آدم شریفی هستم این کار خبیسانه رو به انجام نخواهم رسانید!
لیلا شما رفتین خونه ی جدید؟ آها راستی من شنبه + یکشنبه + چهارشنبه + جمعه(امتحان!
)
این هفته مدرسه هستم! اگر دوستان در روز های فوق الذکر در مدرسه حضور به هم برسانند
موجب امتنان خاطر این جانب است!
دیروز خاله ی نوعروسم!
زنگ زده میگه مهتاب پاشین بیاین اصفهان با دو تا خاله کوچیکه!
منم حالت کف کردگی و ...... : خاله واقعا بیایم؟
خاله ی نوعروس: شوخی ندارم که ...خوب؟ فقط ۲ روز!
من با حالت غرورزدگی : حالا ببینیم چی میشه!!!
توجه دارین که خاله ی من هفته ی پیش مزدوج شده و الان با این لطافت ما رو دعوت کرده خونه ش!
دوستاااااااااااای اصفهانی : خاله ی من اونجا تنهاست! می خواد بره کلاس زبان و باشگاه و (کلاس
شوهرنگه داری و ملیله دوزی و مهمان داری و بچه شوری و ........) و اینا . پس لطفا(تهدید آمیز بخونین !)
هر چه سریع تر آدرس همه ی کلاسا و باشگاه های خوب شهرتونو معرفی کنین!
من فقط دو تا اصفهانی اینجا می شناسم : الهه و آریان . الهه که تهران زندگی می کنه و
از لیست خارج می شه و ...(دیگه بقیه شو خودتون بفهمین!)
دیگه صبتی نیس جز طلب شادی و اراده!
کسی راهی برای افزایش اراده سراغ نداره؟!!!(با برنامه های جذابناک
معلمم من باید روزی ۸ ساعت درس بخونم !من اما روزی ۱ ساعتم نمی خونم! )
بازم مرسی!ممنون! لطفتون زیاد که در مورد کنکور و المپیاد نظر دادین هوار تا!