چنان مستم.
از يك سني به بعد، انقدر طي شدن دوره هاي مختلف ِ زندگي ِآدم، عجيب غريب ميشه، كه آدم سرگردون ِ دوره ها ميشه؛ هنوز مست ِ خوشي هاي ِدختر دبيرستاني بودن، دانشجو ميشي. مست ِ يه مهتاب ِ هميشه در سفر، اهل ِ تهران ماني ميشي و هزار و دويست و شصت و هشت تا اتفاق و گذار ِشبيه ِ اين.
دارم تمرين مي كنم؛ تمرين ِ رد شدن و له نشدن.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 13:21 توسط مه تاب
|