فردا صبح ساعت ِ‌ يك ربع به هشت، روبروي مسجد ِ ترمينال ِ غرب؛

كمتر از يك سال از كربلاي اربعين گذشته؛ مسافر ِ‌كربلا شدم باز.

 

 

 

 

 

ضمناً: كلي با خودم كلنجار رفتم  خبراي قبل و بعد ِ‌عقد، اوضاع شلوغ پلوغ ِ‌ اين روزها،‌گريه هاي دانشكده و كارها،‌ كارهاي نصفه اي كه ميذام و ميرم،‌حرفاي ديشب ِ‌زهرا تو ميدون انقلاب و حال ِ‌عجيبم وقت ِ‌ديدن ملك سليمان، و هزار تا چيز ِ‌مفرح و غيرمفرح ديگه رو ننويسم كه خلوت باشه اينجا يك هفته. دعا بفرماييد در حق ِ‌ ما.