عکس های ِ مردم ِ بحرین، کارشون از دلخراش گذشته؛ من نمیتونم بذارمشون اینجای گل و بلبل؛ من نمیتونم بذارمشون هیچ جای زندگیم؛
نمیتونم.
تاب ِ شهر رو ندارم؛ تاب ِ صداها رو؛ تاب ِ این سفر ِ شمالی رو که حتی نمیتونم بگم نمیام نمیخوامش؛ تاب  ِ امروز رو، تاب ِ صدای تلویزیون رو، تاب ِ عکس گرفتن از هفت سین رو، تاب ِ اینجا بودن رو.
باید اما. باید.