مسأله اين‌جاست كه آدم هرچقدر هم كه كتاب بخواند، با خواندن كتاب هيچ حكمی در درونش برای عمل پيش نمي­‌آيد. بلكه انسان بايد برای حركت و عمل از يك سرمايه‌ی درونی برخوردار باشد؛ وگرنه با خواندن كتاب هيچ حركتی در ما اتفاق نخواهد افتاد، من مي­توانم حرفی بشنوم و جهلم كمتر شود و اطلاعات بيشتری را كسب كنم، اما حرف، هيچ حركتی را به بار نمي­آورد. لذا كسی كه واعظ نفسانی نداشته باشد، واعظ بيرونی برايش سودی ندارد.

اگر كسی ايمان داشته باشد، حق در او مؤثر است؛ خواندن در او مؤثر است، ديدن در و ديوار عالم برايش مؤثر است، ديدن حوادث برايش مؤثر است. همه‌ی اين‌ها معنا­دار و حركت‌آور مي­شود. اين ‌كه می‌گوييم من بايد از خدا بترسم، پروا از خدا داشته باشم، همان چيزی است كه در ‌واقع بايد در جان انسان باشد تا بتواند حركتی كند.




آیت الله جاودان