درخواست ِ مکتوب.
چند سالی هست که شروع ِ سال ِ شمسی، هیچ حال و هوایی برام نداره؛ انقدر بی احساسم که گاهی میترسم از این که بهار داره میاد و من انقد یخ و خشک ام؛
شروع سال ِ قمری هم که محرم ه و باز این چه شورش است.
در عوض رجب که میشه، کلاً احساس شادمانی دارم، انگار که سال ِ من تموم/شروع شده و روزهای ِ دیگری در پیش است و این حرفا.
همونطور هم که مستحضرید تو این ماه به اون کسی که بخواد و نخواد، میدن، اصن یه وعضی؛ این ِ که بنده درخواست ِ طبیعت ِ بهاری همراه با مقدار مطلوبی مه و خنکی و خلوتیم رو تو همین دقایق اولیه که هنوز اوضا قاراشمیش نشده ارسال میکنم برای کائنات؛
باشد که بدهند، که حتماً می دهند، که اگر ندهند من باید بروم به همه جای ِ زندگی ام شک کنم.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 21:19 توسط مه تاب
|