غم از بودن در مصیبتی تهران نام.
چشم درد داشتم از تهران؛ رفتم دارالشفاء؛ دکتر محترم گفت چشمات آلوده ی گرد و غباره تهرانه. باید شستشوش بدی، اشک هم نمیشد ریخت راحت این چند روز، به برکت ِتهران.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 1:20 توسط مه تاب
|