من هم جز آدمهای اطرافم حساب میشم با این که عددی نیستم به اون صورت :دی
همه ی آدمهای اطرافم یک حال ویژه ای دارن، یک رخوت و ناامیدی تا انتهایی،اصلاً یک طوری شدن آدما که از هر صنف و سالی که هستن کافی ه دو دقه باهاشون باشی تا نابود شی از حجم بی چارگی شون.
قبلنا این طور نبود به مولا، حداقل باید یکی دو ماه با یکی می رفتی میومدی تا میفهمیدی عمق بدحالیشو.
قبلنا این طور نبود به مولا، حداقل باید یکی دو ماه با یکی می رفتی میومدی تا میفهمیدی عمق بدحالیشو.
ضمناً: به قول دوستمون تو افطاری امشب جامعه طوری شده که آدم بهتر می بینه تو چنین جامعه ای کلاً سرشو بالا نگیره.
ضمناً2: اعوذ بالله واقعاً. اگر آدم کمی فکر کنه فقط، جا داره سالها گریه کنه بعد اون کمی فکر به حال و روزمون.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 2:29 توسط مه تاب
|