يك وقتهايي هست كه آدم منتظر يك اتفاق بزرگه, اتفاقي كه فقط ميتونه تماشاش كنه. طبيعتا" آدم كلي هم در هول و آشوبه از اين انتظار. حالا چند وقتيه حالم حال آدمي ه كه غم بزرگي رو منتظره, يك غمي كه بوده هميشه و هست هميشه. تا غدير, بهانه ي عيد پيش رو كمي مرهم بود, حالا اما دو روزي هست كه عيدي پيش رو نيست; كه هرچي هست, عزاست, كه ده شبي بيشتر نمونده تا محرم...