- وقتی موضوع صحبت های ِ یک منبر باشه  نیت و نتیجه و این که آیا از نتیجه گرا بودن راهی هست به اهل حماسه بودن یا نه از اساس نتیجه و حماسه بی ربطند به هم، خووب میشه حدس زد خلاصه کردن هر یازده شب این منبر، حتی اگر برای کاری باشه بسیار عجله ای و بسیار هم مثلاً حیاتی(!)، هیچ جائی استفاده نمیشه!
حالا اما من چون کم نمیارم، همین جای ِ کم رفت و آمد، خلاصه ی صحبت های ِ سال گذشته ی آقای پناهیان توی هیئت محبین اهل بیت علیهم السلام(دانشگاه هنر)رو میذارم شاید کسی خوند و صلواتی فرستاد بر محمد و آلش. -

 

شب اول؛

وجود انسان دارای ابعاد مختلفی ست که هرکدام ارزش خودش رادارد. جسم ابعاد
و پیچیدگی های خودش؛ روح هم همینطور.

وجود آدمی را به دو بخش میتوان تقسیم کرد. مرز بیناین دو بخش، که گوشه ای
کلیدی از وجود انسان است،"انگیزه" است.
نیمی از همه وجود انسان قبل و نیمی بعد ازاین نقطه است.

آن چه قبل از انگیزه است، مقدمه ی انگیزه است و آن چه بعد ازانگیزه است،
نتیجه ی انگیزه است.

اگر کسی بخواهد خودش را بشناسد باید ببیند انگیزه هایش چطورشکل می گیرند
و اگر کسی بخواهد خودش را تغییر بدهد باید بتواند انگیزه هایش رامدیريت
کند؛ بنابراین انگیزه در زندگی انسان بحث بسیار مهمی است.

جدای از جنبه های اجتماعی این بحث هرکدام از ما نیاز به نشاط وقدرت درونی
داريم؛ روایت داريم که مومن از آب و غذا انرژی نمی گیرد، از انگیزه اش
انرژی می گیرد.

انگیزه ی انسان مدام در نوسان است و این نوسان ها بد نیست وحتی خوب است و
نشانه ی انسانیت. وظیفه ی بزرگی که خدا به انسان داده، کنترل نوسانات
انگیزه است.
اگر انسان کاری را با انگیزه ی بالا  انجام بدهد در احوال شخصی اش و
همچنین در عالم تغییر ایجاد می شود؛ پس نباید با انگیزه حداقلی برخورد
کرد.

در حماسه اباعبدالله انگیزه نقش اول را داشته است و در شمایی هم که  غرق
حماسه ی اباعبدالله هستید بایدنقش انگیزه را بررسی کرد؛ نمی شود گفت
ارتباط شما با محرم اباعبدا... فقط از جنس عاطفه یا عقیده و یا معرفت
است. به نظر می رسد کسی دل ما را مستغرق خودش کرده که فقط برای خودش
باشیم....