منبر چهارم
در دنیا که کسی به انگیزه و نیت ما اعتنا نمی کند، باید به نیت های
خودمان بها بدهیم؛ ابعاد وجود خودمان را به فراموشی نسپريم و برای آن
ارزش قائل شویم.
نزد خداوند حتی انگیزه ها و نیت های صادقانه که به عمل نمی رسد ارزش
دارد. بگذارید پرنده ی نیت های شما به جایی که دست شما نمی رسد پرواز
کند.
شاخص عمده ی بها قائل بودن برای نیت، اهل نتیجه نبودن است. کسی که به
نیت بها می دهد به نتیجه بها نمی دهد؛ انسان وقتی از نتیجه رها می شود به
اوج رهایی می رسد.
این بها ندادن به نتیجه مخصوصاً برای هنرمند مهم است؛ او که همه باید
اثرش راببینند و خیلی برایش بد است که کسی واکنش نشان ندهد و اثرش را
نپسندند.
عشق به این که کارمان را بپسندند، خلاقیت را نابود می کند؛ خیلی از
استعدادها به علت استرس نتیجه گرفتن ازبین رفته است. در جامعه ی ما بین
آدمها استرس نتیجه ایجاد شده است؛ بین بعضی ها هم شوق به نتیجه است؛
درحالی که خدا که خداست نتیجه را گذاشته برای آخرت! این در رفتار خدا
هست؛ به سرعت نباید از خدا نتیجه خواست، همانطور که خدا به سرعت بلا
سرانسان نمی آورد...
وقتی نتیجه مهم نباشد، تشویق و تنبیه هم مهم نیست و حماسه وقتی شکل می
گیرد که آدم از نتیجه، ناامید می شود؛ کسی که اهل نتیجه ست، اهل معامله
است، اهل حماسه نیست؛ وکربلا حماسه ایست که زلفش با نیت گره خورده است.
اگر قرار بود حماسه ی عاشورا ذره ای نتیجه داشته باشد، کمی با احترام با
زینب کبري(س) و فرزندان حسین(ع) برخورد می شد...