بنده زن عموی ِ این جوجه ای که می بینید هستم! :دی
بعد بنده حتی دلم تنگ هم میشه واسه این  جوجه!



این عزیزان دل هم که معرف حضور هستند!




ضمناً: گفتم این عکسا رو بعد بیشتر از یک ماه که رو دسکتاپ بودن بذارم ببینید، پانشید نوشته ی قبل رو بخونید فک کنید من یک افسرده ی بخ بختم! این طوريا نیست عامو.

ضمناً2: این دو تا عکس آخرين عکسایین که من گرفتم به گمونم که برمیگردن به تعطیلات عید؛ من چنین دانشجوی ِ عکاسی ای هستم یعنی.