شب ِ جمعه ای که باشد امشب و لیله الرغائب هم، رفتیم پیش آقای ِ غیاثی، جای ِ همه ی دوستان خالی. قطعه ی نام آوران خُب درخت توتایی داشت! انقدر با مهدی توت خوردیم که فکر کنم آقای غیاثی اون دنیا به روم بیاره شایدم همین امشب بیاد به خوابم! بعد هم برگشتنی حدود 50 تا بلال خريدیم و اومدیم خونه با خانواده لذتشو بردیم. یعنی انقدر من معتقد و مذهبی و اینام که نگران خودمم.