نوشتن سخت شده. نه به دلایل همیشگی؛ که این بار حماسه‌ی دیگری آفریده ام و نصف کی‌برد لپ‌تاپ رو پکوندم و تایپ کردن هر جمله ده دیقه‌ای وقت می‌بره!

و خب سخت دل‌تنگ نوشتنم و مثل همیشه عاشق اسفند و خوشحال از اومدنش و بودنش. دل هم که بی قراره سفر مثل همه‌ی اسفندهای این چندسال. علی الحساب قزوین فشرده‌ی دیروز به برکت رفقا عجیب تسکین بود. باران بود و کمی مه و زمین‌های اغلب سبز و درخت‌های جوونه زده.

کاش سفری بیاد و ما رو با خودش همراه کنه...