بخونین تا بدونین که می دونم دل خوشی ها کم نیست ...


 

از میدون ولیعصر به سمت فاطمی .

یه بچه ای که بغل باباش ه .

بچه هه :  بابا به درخت سلام کن!  باباهه: سلام درخت!

بچه هه : بابا به دکه سلام کن! باباهه : سلام دکه!

بچه هه : بابا به جارو سلام کن! باباهه : سلام جارو!

بچه هه : بابا به کفش این آقاهه سلام کن! باباهه : سلام کفش این آقاهه!

بچه هه: بابا به کیف اون خانوم ه سلام کن! باباهه : سلام کیف اون خانوم ه!

بچه هه: بابا به اتوبوس صورتی ه سلام کن! باباهه : سلام اتوبوس صورتی ه !

بچه هه : بابا به این سنگ ه سلام کن! باباهه : سلام سنگ ه !

 

حدود ده دیقه کنارشون راه می رم  .  .

و توی این ده دیقه باباهه و بچه هه همین کارو تکرار می کنن .

و هردفعه بچه هه طوری می خنده که انگار جدیدترین و جالب ترین چیز رو شنیده.

و بابا هه طوری به اطراف سلام می کنه که انگار داره هیجان انگیزترین کار دنیا رو انجام می ده.