در دوره ی ترک اینترنت و بلاگ و ... به سر می برم مثلا!

به سارا گفتم به کامپیوتر پسورد بده ....

حالا نگرانم که فردای روزگارمجبور بشم فرش خونه رو بفروشم خرج قفل شکن و پسورد رد کن  (!) بکنم...

اعتیاد دیگه!

بچه و بزرگ و زن و مرد حالیش نیس که این کوفتی!


پ.ن: دیشب مدرسه بودیم تا ۱۲ . از ۶ تا ۱۰ تنهای تنها !

نمی خوام بگم چیا دزدیدیم، چون توی در و همسایه آبرو دارم!