همه ی آدم های که می بینم و نمی بینم (همه ی همه!) از هرزه گردی و زمین گیری و بی بال و برگی شون غصه دارن...
و من به آدمایی خیره می شم که چنگ می زنن به سیمان به جای ایمان !
باری !
امید است و آدمیزاد ؛ امید را که ازمان نگرفته اند.....
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 15:11 توسط مه تاب
|