تا سه می شمارم یا می خوریش یا می خورمت....

 

یک

 

یک و نیم

 

یک و هفتاد و پنج

 

....

 

....

 

....

 

 دو و هفتاد و پنج

 

 

و بلعیدن ناگهانی و همراه با ترس لقمه توسط قهرمان این ژانر وحشت!


 

 به این می گن  جمع آوری هنرهای هفت گانه و ژانر وحشت و حس کارگردانی و هزار جور چیز میز دیگه  در یک صحنه <به این جور صحنه ها می گن نقطه ی اوج یا نقطه ی عطف!>....

 

 

اگر از بیکاری در حال مرگ بودید ، مرگ رو به پارک وی دیدن ترجیح دهید! این یه توصیه ی دوستانه ی اقتصادی بود....

 


 

*  ما به جایی هم می رسیم؟

+ ها؟ واقعا انتظار داری برسیم؟

* خب حالا که به جایی نمی رسیم  ، چرا می آیم مدرسه؟ ما ها نباید فقط طبق عادت یا سنت یه کاری رو انجام بدیم! نباید....

 

اینم تیکه ای از مکالمات زیبای بعد امتحان فیزیک امروز ه .... واقعا نباید ها! خیلی بده....