استراتیو، این‌جایی‌ها به من می‌گویند سقوط کرده‌ام، بدتر از قبل شده‌ام و این‌جور چیزها. من هیچ چنین حسی نمی‌کنم. حالا دیگر دوست دارم به جای این‌که بجنگم سکوت کنم و بپذیرم و لبخند بزنم. دوران آه و ناله را خیلی وقت‌ پیش پشت سر گذاشتم، و بعد هم دوران تحلیل و چاره‌جویی را، و بعدتر، دوران غم و غصه و افسردگی را. اگر نظر من را بخواهی، می‌گویم که این‌ها دوست دارند درد بکشند و تنها چیزی که مایه‌ی ترحم است نیاز به شکنجه است. همین دیگر. خواستم بگویم من خیلی خوش‌بختم، استراتیو.

 

 

 


انقدر درد هست كه اشك نباشه...

انقدر بي دردي هست كه حرف باشه و حرف و حرف ...

 

 

 

 

 

كاه گلي و واخورده ام ...

 

 

 

پ.ن : انيميشن ِ سوما (اصغر و هانيتا؟) ... بي كلمه ام در برابرش :)