مولوی
من ، بی دل و دستارم
در خانه ی خمارم
یک سینه سخن دارم
هین شرح دهم یا نه ؟
در واقع ، منتظر تابستونم . که کاری نکنم . مثه الان . مثه همیشه .
منتظر اومدن یه چیزی و داغون از گذشتن یه چیزی .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 10:40 توسط مه تاب
|