باز هم بست نشستم منتظر معجزه و محکم چشمامو بستم که همه ی معجزه های دیگه رو نبینم ... 

 

باز هم ... 

 

باز ! 

 

 

 

 

 

 

خبر هم این که اعصاب خانواده از دست مهتابی که هیچ وقت تو خونه نیست داغون ه و هیچ توجیهی هم توجیه  نیست و هی بحث و ناز و قهر و بحث و سکوت و سردی و باز منت کشی .

 

 

خبر تر هم این که فردا ساعت ۷ صبح .... (برم وقتی برگشتم می گم !)