شیرزیچی
باز هم بست نشستم منتظر معجزه و محکم چشمامو بستم که همه ی معجزه های دیگه رو نبینم ...
باز هم ...
باز !
خبر هم این که اعصاب خانواده از دست مهتابی که هیچ وقت تو خونه نیست داغون ه و هیچ توجیهی هم توجیه نیست و هی بحث و ناز و قهر و بحث و سکوت و سردی و باز منت کشی .
خبر تر هم این که فردا ساعت ۷ صبح .... (برم وقتی برگشتم می گم !)
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 21:45 توسط مه تاب
|