بعد تو به کی بگی که عاشق ِ اون خری هستی که هی هیچ چی نمی گه و هی و هی و هی. بعد تو هر دفه هی با خودت بگی که آخه من باید چه اندازه خوش بخت بوده باشم که یه روزی از زمستون ۸۵ روی دستمال کاغذی "فدات شم" های رنگی رنگی در جواب اراجیفت گرفته باشی از اون خره و بعد دیگه رفیق شده باشین؟ و بعد فقط به اون خره بشه گفت "زباله جان". بعد همین دیگه زباله جان ِ لعنتی.

ضمناً : من تا حالا نمی دونستم که چقد آدمای خوب آذری ان. الان می دونم مقادیری خب.