بهارا،

"ما بی تاب و نیایش بی رنگ
از مهرت لبخندی کن، بنشان بر لب ما
باشد که سرودی خیزد در خور نیوشیدن تو

.

.

ما جنگل انبوه دگرگونی
از آتش همرنگی صد اخگر برگیر، برهم تاب، بر هم پیچ
شلاقی کن و بزن بر تن ما
باشد که ز خاکستر ما در ما جنگل یکرنگی بدر آرد سر "

 

 

ضمناْ: عااااااالی!