شعر،

زمستان است

هنگامی که دور ِ هم جمعمان می کند و می پوشاندمان.

 

گاه گاهی نیز تابستان است

لباس هایمان را از تنمان در می آورد

کاملاً عریانمان می کند.

 

 

ضمناً: توی زندگیم حسود نبودم زیاد! روزهای ِ زیادی ِ اما که به شاعرا حسودیمه...