میگه تنها چیزی که الان می دونم اینه که من کم ام و آدما زیادن...

 .

.

خورشید آرزو برای بار دوم و سوم تکرار می شه و صدای هق هق ِ خفه مون گم میشه بین ِ بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب... 

 

 

ضمناً: هفته ی جدید هم شروع شد.