شنیده م که خرمشهر را خدا آزاد کرد. با خودم فکر میکنم لابد باید خونین شهر بشیم که لایق باشیم برای آزاد شدن. این گریه های بی دلیل و این همه ترس کافی نیست برای جبران این همه تر کوتاهی م توی همه ی زندگی م یعنی؟ چقدر مونده تا خونین شهر؟ من ِ همیشه بی رمق خسته م.