14 از دورتر.
در من این شور مستی خدایی است
مستی ام از شــراب شـــما نـــــیســـت
از نگاهی چنــین مــست مسـت ام
گر تو مستم بگیری روا نیست
راه، تاریک تاریک
میخانه، بسته
من، تنهای تــنها
غمــگین شکسته
از نگاه تابانش گرچه دورم امشب
جام جــانم از عشـق او بـود لــبالب
دانــم این شــب غـــم بی سحر نماند
تا رسم به شور مستی
دیده بسته ام به راهش
ریزد از نگاه مستش
شور و مستی خدایی
ضمناْ: وارد ِ تهران که میشیم، این آهنگ اضافه میشه به ابرای خاکستری و بارون...
ضمناًتر: ناهید یادته؟ که همه شو اس.اُ.مسیدی؟ اونو که باید یادت باشه، اون هیچی. خواستم بگم کامنته نیومده، تو وبلاگت نمیتونم کامنت بذارم، به نظرم میرسه جی میلتم چک نمیکنی. همینا فعلاً.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 23:2 توسط مه تاب
|