...حتی پیرمرد دست فروشی که سالها است جلوی کافه فرانسه خرت و پرت می فروشه را هم به یه لگد فرغون زردالوش را کج می کنن و امر به متفرق شدن می دن...

 

من دیگه نمیخوام و نمیتونم بشنوم که دوستان و رجا و فارس و ال و بل و جیم بل دوروغ بگن. دیگه جداْ نمیتونم باور کنم، لحظه ای بتونم تحمل کنم این امید ِ چرت ِ دوستان رو که نه بابا اینا بسیج و سپاه و لباس شخصی نیستن ملوم نی کی هستن. ساکت باشید تا وقتی که تصویر بالا جلوی چشممه حداقل.