بیست سال و سه روز و چند ساعت و دل ِ خون.
اما این یکی که الان خوردم، بعد ِ همه ی اتوبان رسالت رو از اول ِ اولش از شرق ِ تهران تا خونه اومدن، تو سرخ بود؛
همه ش که نه، سه چار تاش توسرخ بود، بقیه ش تونارنجی ِ معمولی، کلاً اما مزه ی پرتقال توسرخ می داد.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 0:52 توسط مه تاب
|