کار ِ کنکوری کردن!
سال ِ تحصیلی ِ گذشته، من معلم ِ درس ِ دین و زندگی ِ چند تایی از دخترای تبعه ی افغان بودم؛ بچه هایی که با زور و زحمت، مسئولین ِ محترم ِ وزارت علوم و سازمان سنجش حاضر شده بودند حق ِ تحصیل در دانشگاه بهشون بدن.
کلیت قضیه این بود که یک آقایی که قبلاً کار ِ آموزشی کرده بود برای مناطق محروم، تصمیم گرفته بود ده بیست تایی بچه توی همین تهران جمع کنه دور ِ هم که برای ِ کنکور درس بخونن، معلم داشته باشن و کتاب و فضای ِ درس خوندن. مکان هم ساختمون اردوهای جهادی دانشگاه ِ امیرکبیر بود که با هزار زور و زحمت گرفته بودند.
امروز که زنگ زدم بپرسم چه حال و خبر از نتیجه ی کنکور بچه ها، گفت که امیرکبیر اونجا رو پلمپ کرده و دیگه بی جا و مکانیم. اگر سال ِ بعد جایی گیر نیاد، کار تعطیل میشه...
من میدونم الان هر کدوم از شما میگید این همه کار مونده رو زمین، کار کردن برای ِ بچه افغانی های کنکوری به چه دردی میخوره؟! بگید اما بعدش یه فکری بکنید ببینید میتونید واسه این گروه مکانی جور کنید یا نه. جایی که حداقل دو تا اتاق داشته باشه، جاش زیاد پرت و بالای شهر نباشه، تا حد ِ مطلوبی امنیت داشته باشه.
تا شنبه یا حتی چند روز بعد، منتظر میمونم که شاید خبری بشه :)
من هم که هم اینجا هستم، هم موبایل دارم، هم tabmah@gmail.com